درس‌های برندینگ از جام جهانی2018روسیه

جام جهانی فوتبال علیرغم اینکه یک ورزش است، اما می‌تواند درس‌های مهمی برای هر کسب‌وکاری در حوزۀ برندینگ و برندسازی داشته باشد. این درس‌ها بستگی به نگاه ما دارد که چگونه با تحلیلی درست، نکته‌های کاربردی را برای تبیین برند خود فرا بگیریم.
در این مقاله تلاش می‌کنم با نگاهی تحلیلی، ذهن مدیران کسب‌وکار در حوزه‌های مختلف بازاریابی و فروش، ارتباط با مشتریان، برندینگ، تبلیغات، ارتباطات و... را با نحوۀ یاد گرفتن از چنین رویدادهایی آشنا نمایم.
به طور طبیعی مدل مورد بررسی من، وب‌سایت و رسانه‌های ارتباطی فعال جام جهانی2018 روسیه است. من برندینگ را به این گونه نگاه می‌کنم که هر اقدام و فعالیتی که سبب ماندگاری مثبت در ذهن مخاطبان(مشتریان) می‌شود، اقدامی در راستای ارتقای یک برند محسوب می‌شود.

1. اسپانسرهای قدرتمند
قطراِیرور، هیوندای، کیاموتورز، کوکاکولا، آدیداس، مک‌دونالد و...چنین برندهای قدرتمندی هر کدام به تنهایی می‌توانند به یک رویداد اعتبار ببخشند.
درس برندینگ ما از این این رخداد:
در کسب‌وکار خود چه اسپانسرهایی را می‌توانیم جذب و از اعتبار و نشان آنها برای ماندگاری خود در ذهن مشتریان استفاده نماییم؟ حامیان ما در کسب‌وکار چه شرکت‌هایی می‌توانند باشند؟ اندازۀ سهم ما در بازار اقبال مشتریان، رقبا و همکاران بالقوۀ تجاری چقدر است؟
توجه داشته باشیم که اگر حتی یک کسب‌وکار کوچک هستید، می‌توانید با جذب یک اسپانسر اعتبار جدیدی به خود اضافه نمایید. زمانی که اسپانسر بعدی حامی شما شد، این اعتبار به صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند. دقت کنید که چگونگی جذب یک اسپانسر بستگی به پارامترهای متعددی در شما دارد از قبیل:
الف) نحوۀ مدیریت ارتباطات کسب‌وکار
ب) استراتژی فعالیت‌ها در بخش‌های مختلف
ج) وضعیت بازاریابی و فروش شما در بازار
د) اعتبار نام شما(جایگاه برندتان در ذهن مشتریان)


2. اطلاعات کامل
در سایت جام جهانی، تمامی بازیکنان یک پروفایل حاوی مشخصات و سوابق کامل را دارند.
درس برندینگ ما از این این رخداد:
اطلاعات و ویژگی‌های کارمندان و سازمان خود را می‌توانیم به نحوی کامل و قابل اعتماد به مشتریان نشان دهیم. زمانی که تصویری زیبا از لبخند یک عضو شرکت را به مخاطبین نشان دهیم، اثر مثبتی را بر ذهن و احساس وی می‌گذاریم. شاید تاریخ تولد کارشناس ارتباط با مشتریان برای مخاطب سایت ما چندان اهمیت نداشته باشد، ولی شفافیت ارتباطی اثر مهمی بر تقویت و استحکام رابطۀ مشتری با تجارت ما دارد. اطلاعات کامل ما به مشتریان، برندی قابل اعتماد و مسلط به اطلاعات لازم را به آنان ارائه می‌دهد.


3. شبکه‌های اجتماعی
اینستاگرام جام جهانی آرشیوی غنی از تمامی تصاویر و ویدئوهای مربوط به این رویداد بزرگ است.
درس برندینگ ما از این این رخداد:
استراتژی ما برای بنیان‌گذاری شبکه‌های اجتماعی مربوط به کسب‌وکارمان بسیار مهم است. کسب‌وکار در طول زمان ممکن است تغییراتی داشته باشد و یا فعالیت‌هایی را به بخش‌های مختلف تقسیم کند؛ این مسأله نباید آدرس و شکل کلی ظاهری شبکه‌های اجتماعی را تحت تغییرات قابل توجه قرار دهد، چرا که مشتریان ما تصور می‌کنند با برندی مواجه هستند که دچار ناهماهنگی‌های فراوان و سردرگمی است.


4. محتوای ماندگار
باید سعی کنیم که در کسب‌وکار خود، محتوای ماندگار و حتی غیرعادی را به مخاطبان ارائه دهیم. این اقدام می‌تواند جایگاه برند ما را در ذهن مشتریان بیش از پیش ماندگار کند. بهره‌مندی از اصول بازاریابی(به ویژه بازاریابی چریکی) به کمک ذهن خلاقین و مشاورین متخصص می‌تواند به ما در تحقق این تاکتیک راهبردی یاری برساند.
گاهی یک تصویر یا ویدئوی خارق‌العاده، می‌تواند یک سکوی بلند برای رشد برند و نام تجاری ما برای فعالیت‌های بعدی بسازد.


5. دسته‌بندی درست در محصولات و رویدادها
نگاهی به سازمان خود بیندازیم و محصولاتمان را با دقت نگاه کنیم: آیا دسته‌بندی درستی داشته‌ایم؟
آیا این دسته‌بندی و سازماندهی را می‌توان به مشتریان نشان داد؟
دسته‌بندی صحیح از محصولات و رویدادهای ما نقش بسزایی در تقویت برند در ذهن مشتریان دارد. منظم بودن و یکسان بودن فرآیندهای ظاهری، حس تعلق کارمندان یک سازمان را افزایش می‌دهد.


6. هویت بصری
یک کسب‌وکار بلحاظ گرافیکی و بصری انقدر باید قدرتمند باشند که اگر در محیطی قرار گرفت که 180درجه با هویتش فاصله داشت، از ظاهر برند خود دست نکشد. منظور از برند تنها نام یک کسب‌وکار نیست؛ فونت، رنگ‌های اصلی، رنگ‌های فردی، شفافیت و...چنین آیتم‌هایی همه جزء یک برند و نام تجاری محسوب می‌شود.


7. شخصی‌سازی ارتباط با مشتریان
سایت جام جهانی یک آدرس مشخص دارد که آرشیوی غنی از تمامی دوره‌های این رویداد است؛ اما هر زمان مسابقات را از این سایت دنبال نمایید، ساعت بازی‌ها به وقت محلی خود شماست!
درس برندینگ ما از این این رخداد:
چه چیزی ارزشمندتر از این برای یک مشتری محسوب می‌شود که یک کسب‌وکار اختصاصاً او را مورد توجه و محبت خود قرار می‌دهد که به زحمت نیفتد؟ چنین برندی، یک برند دلسوز و حامی مشتری محسوب می‌شود، چرا که دغدغۀ آرامش مشتریان و به زحمت نیفتادن آنها را دارد.
مثال‌های کاربردی:
- آیا مشتری با من تماس می‌گیرد، اطلاعات تماس او را از قبل دارم؟
- کارکنان سازمان من چه اقداماتی برای راحتی مشتریان انجام داده‌اند؟
- آیا مشتری کسب‌وکار من را مانند خانه و یا دوست خود می‌داند؟


8. هزینه‌کرد درست برای تبلیغات
کمپانی هیوندای جاهای مشخصی را در تبلیغات جام‌جهانی برای خود در نظر گرفته است و تکرار این نام تجاری، منجر به ماندگاری قدرتمند در ذهن مشتریان می‌شود.
درس برندینگ ما از این این رخداد:
برای تبلیغات خود چه برنامه‌ریزی و الگویی را در نظر گرفته‌ایم؟ به جرأت و بنا بر تجربیاتی که دارم، باید عرض کنم که بسیاری کسب‌وکارها و شرکت‌ها در ایران در بحث هزینه‌کرد تبلیغات و برندسازی خود دچار سردرگمی هستند. به عنوان مثال یک مدیرعامل می‌خواهد سریع یک ردیف بودجۀ شرکت را به موضوع تبلیغات اختصاص دهد. تاکتیک او چیست؟
احتمال بسیار زیاد به مدیر تبلیغات و یا بازاریابی می‌گوید: سریعاً یک آژانس تبلیغاتی را از اینترنت پیدا کنید و با آنها تماس بگیرید که به شرکت ما بیایند.
کارمند و یا مدیر نیز اطاعت امر می‌کند و با چند شرکت تماس می‌گیرد؛ رزومه دریافت می‌کند و در نهایت دوسه شرکت را دعوت می‌کنند تا یکی را انتخاب کنند.
به نظر شما عیب این فرآیند کجاست؟
عیب بزرگ این فرآیند در مسأله برندینگ این نکته است که مدیران و حتی کارمندان، دچار سردرگمی هستند و الگویی برای ارائه به آژانس‌ها ندارند و در نتیجه این آژانس‌ها(و برخی افراد) نسخه‌های از قبل آماده را به مشتریان خود ارائه می‌کنند؛ نسخه‌هایی که به تمامی کسب‌وکار با هر ردۀ فعالیت ارائه می‌شود. الگوی درست برای تبلیغات در کسب‌وکار ناشی از شناخت و اطلاعات درست ما از فرآیندهای سازمانی است: آیا کسب‌وکارمان را درست شناخته‌ایم؟


9. لینک‌های صحیح در وب‌سایت کسب‌وکار ما پارامتری مهم در اعتماد مشتریان به برند ماست.
بسیاری از سایت‌ها و کسب‌وکارها از این مسأله غفلت می‌کنند: لینک‌های بروزنشده، آیکن‌های نامناسب، لینک‌های اشتباه و نبود لینک، از جمله مهم‌ترین خطاها در کسب‌وکارها هستند.
لینک صحیح و درست، باعث ماندگاری مشتری در سایت ما خواهد شد. این ماندگاری دو فایدۀ مهم دارد:
الف) بهبود جایگاه سایت ما در موتورهای جستجو به دلیل افزایش نرخ ماندگاری بازدیدکننده
ب) افزایش احتمال فروش محصولات ما
همین امروز نگاهی به وب‌سایت کسب‌وکار خود بیندازید: آیا به عنوان مشتری به این برند می‌توانید اعتماد کنید؟ تمامی بخش‌های سایت بروز و دارای لینک‌های صحیح هستند؟


نتیجه‌گیری
پارامترهای عنوان شده، تنها بخشی از نگاه تحلیلی به وب‌سایت جام جهانی بود. در این نوشتار تلاش کردم به زبانی بسیار ساده، اهمیت جایگاه و تقویت یک برند را با کمک الگوگیری از یک سایت معتبر بیان نمایم. توجه داشته باشیم که ما در هر کسب‌وکاری که باشیم، باید الگوها را درست بشناسیم و این شناخت الگوها، بستگی به میزان دانش ما و قدرتمان در تحلیل اجزای مختلف اطلاعات دارد.
بازاریابی و فروش از طریق اینترنت(که بخش مهمی از تجارت الکترونیک نیز محسوب می‌شود) نقش مهمی در رشد و موفقیت کسب‌وکار ما دارد. وب‌سایت تنها ابزاری برای ارائۀ اطلاعات کسب‌وکار نیست؛ تقویت روابط عمومی، ارتباط صحیح با مشتریان، فروش، جایگاه‌سازی در ذهن مشتری و اعتماد، بخش‌های مهمی از نقش آن است. خوشحال می‌شوم تجربیات خودتان را که با این مقاله در ارتباط است، با من به اشتراک بگذارید. متشکرم.
نویسنده: سجّاد رحیمی مدیسه
۰ نظر ۱ لایک :)

مصاحبه‌های منابع انسانی در ایران

از تجربیات مصاحبه های عجیب پیشین:
چهارسال پیش برای مصاحبه ی شغلی "مدیر بازرگانی" به شرکتی معتبر دعوت شده بودم. مصاحبه‌کننده که خانمی جوان بود، توضیح داد که در حال تکمیل تیم بازرگانی هستند و برای جذب مدیر بازرگانی مصاحبه می‌کنند.
روال مصاحبه کمی غیرعادی پیش می‌رفت. سؤالاتی که پرسیده می‌شد، بسیار ابتدایی و سطح پایین بود. از دقیقۀ پنجم مصاحبه به بعد، ادارۀ جلسه و کنترل آن با خودم بود. من بودم که سؤال می پرسیدم. سؤالاتی می‌پرسیدم در مورد بیزینس شرکت و ترن اوور مالی و تفکر مدیر عامل و تیپ شخصیتی تمامی مدیران سازمان که فرد مصاحبه کننده مجاز به پاسخ‌دهی به بعضی از آنها نبود. در واقع این من بودم که مصاحبه با اون فرد انجام دادم. حتی در خصوص کارراهۀ شغلیش و درخواست‌های حقوقی و شغلیش هم برایش توضیح دادم و بهش گفتم که چشم انداز شغلیش در سه سال آینده چه خواهد بود! در انتها هم پرسیدم "خب، دوست داری مصاحبه رو چطوری تموم کنیم؟" و مصاحبه رو من با جملۀ معروف "باهاتون تماس می‌گیریم و نتیجه رو می‌گیم." به پایان رسوندم!

خیلی غیر طبیعیه که از یک کارشناس جذب با یک سال تجربۀ جذب بخوان که مدیر بازرگانی را مصاحبه کند.
کار "کارشناس" مصاحبه با "مدیر" نیست. علی الخصوص به دلیل تجربه ی کاری کمتر، قادر نیست جلسه رو اداره کنه و یک جلسۀ خام و بی‌هدف رو تشکیل می‌ده که اتلاف وقت واقعیه.
روال استخدام و مصاحبه‌های ما "یک روال بیماره".
۰ نظر ۴ لایک :)

اهداف مدیریت منابع انسانی و واقعیات چالش‌برانگیز

به تازگی مقاله ای خواندم با عنوان "منابع انسانی قرون وسطایی"
در کل نکات خوبی در این مقاله آمده است و زحمت زیادی برای تدوین آن کشیده  شده است که جای تقدیر و قدردانی از نویسندۀ آن را دارد.
لیکن به نظر بنده در برخی از نکاتی که توسط این دوست عزیز مطرح شده است جای انتقاد دارد:

- منابع انسانی یا رباتی؟
".از بین این ۱۸ شرکت صرفا ۵ شرکت از خودم و برنامه‌ام برای آینده پرسیدن و اینکه کلاً می‌خوام تو زندگیم چه کاری انجام بدم و اصلا چرا دارم این کار رو انجام می‌دم."
پرسیدن این سؤال در استخدام‌ها چگونه می تواند  به نگاه ابزاری یا رباتی به منابع انسانی ربط داده شود قابل توجیه و درک نمی‌باشد.
آیا اگر شرکتی چنین سؤالی با عنوان "برنامه چند سال آینده شما چیست؟" از شما بپرسد بدین معنی است که دیگرفرهنگ حاکم بر این شرکت مشمول نگاه رباتی یا ابزاری نخواهد شد؟!

- بلاتکلیف گذاشتن و مشخص نکردن دقیق نتیجه
این که ما باید جواب یک متقاضی کار را پس از نتیجه گیری در فرآیند استخدام بدهیم چه آن شخص ویژگی‌های لازم را داشت و چه ویِژگیهای لازم برای همکاری را نداشت، امر مبارک و میمونی است؛ لیکن اینکه انتظار داشته باشیم این اتفاق در پایان هر مرحله مصاحبه انجام شود، به نظر من غیرممکن است.
چون در بسیاری از موارد این کار، نیازمند جلسه مشورتی و نتیجه گیری جمعی افرادی است که به عنوان مصاحبه‌گر در فرآیند مصاحبه، چه در قالب فردی و چه در قالب تیمی حضور دارند.

- ساختار سازمانی نامشخص و عناوین شغلی بی‌هویت
در بیشتر اوقات شرکت‌ها و سازمان‌ها بر اساس نیازهای شغلی خود استخدام می‌کنند و مشخصاً انتظار دارند که شخص مورد انتظار وظایف مشخصی انجام دهد.
"مثلا برای مدیرمحصول که من برای اون اقدام کردم، توی هر شرکتی یه مدل بود" فرآِیندهای کاری نیز در شرکت ها متفاوت می‌باشد. این طبیعیه که مدیر محصولی بر اساس فرآیندهای کاری هر شرکت شرح کارهای تا حدودی متفاوت داشته باشد. اگر جایی مدل اجایل در قالب اسکرام یا در قالب مدیریت پروژه محصول را مدیریت می کنند، طبیعی است که شرح کار مدیر تولید آن با مدیر تولید جایی دیگر تا حدودی متفاوت باشد.

- فرهنگ سازمانی بد یا فرهنگ کارمندی به جای کار کردن
اصولا فرهنگ کارمندی تعریف شفاف و مشخصی ندارد. اگر منظور ساعت کاری پر کردن است که هیچ شرکت خصوصی دنبال این قضیه نمی باشد. و باز نمی دانم مقوله فرهنگ سازمانی چه ارتباط مستقیمی با سرمایه های انسانی و قرون وسطایی بودن آن دارد. فرهنگ بر اساس سه رکن ارزشها، رویه و فعالیتها و رفتارها پی‌ریزی می شود که بخش زیادی ازمقوله های مذکور در اختیار تیم رهبری شرکتها، متناسب با روشها و فرآیندهای و اصول رفتاری حاکم بر شرکت‌ها می باشد و منابع انسانی تنها بخش کوچکی از آن است که می تواند در حوزه آموزش و ارزیابی سبک رهبری مدیرعامل و اعضای هیات مدیره و .... درآن نقش داشته باشد.

نتیجه گیری نهایی
این که ما علت عقب ماندگی تمامی مسایل سازمانها را در گرو عقب ماندگی منابع انسانی ذکر کنیم، به نظر من دلیل قانع کننده‌ای نمی‌باشد، زیرا که در بحثهای مربوط به منابع انسانی یا بهتر بگویم سرمایه‌های انسانی در روزگار امروزی تمامی مدیران، مدیر سرمایه‌های انسانی می باشند و نباید این وظیفه را تنها از یک شخص و یا واحد خاص جستجو کرد. در ضمن ما نیز باید بتوانیم صلاحیت های لازم را از خود بروز دهیم.
از جانب دیگر نیز آیا همه کارکنان و کارمندان سازمان‌ها رفتارهای حرفه‌ای و کاملی دارند که از آن طرف از یک واحد و یک مجموعه انتظار داریم که به طرز چشمگیری حرفه‌ای و عملیاتی رفتار نمایند؟
در نهایت این که به امور سرمایه‌های انسانی و نظرات این بخش در ادارۀ شرکت‌ها(به ویژه بخش خصوصی) چقدر اهمیت داده می‌شود و در بسیاری از موارد به ویژه در شرکت‌هایی که محصول یا تخصص‌های دانش‌محور حرف نهایی را می‌زند، مجموعۀ رهبری شرکت تمایل بیشتری به برآوردن رضایت مدیران متخصص خود دارد.
۰ نظر ۳ لایک :)

تبلیغات و بازاریابی مدرن در رکود اقتصادی

در شرایط رکود اقتصادی بودجه تبلیغات رو هرگز قطع نکنید و اون رو برای شرایط بدتر و بقا پس انداز نکنید. زمانی که شما تبلیغات و بازاریابیتون رو متوقف کنید، فضای بیشتری به رقبای خودتون میدین که بتونن سهم شما رو از بازار مال خودشون کنن. اما در شرایط بد اقتصادی با هزینه های تبلیغات و بازاریابی باید چه کرد؟ به صورت خلاصه بهتون میگم که در شرایط فعلی کشورمون باید دقتتون در تبلیغات رو، چند برابر کنید. سمت تبلیغاتی برید که قابل اندازه گیری و هدفمند هستند، اما هرگز تبلیغات رو قطع نکنید. اینجا هم چند نکته دیگه در زمینه مارکتینگ در شرایط رکود اقتصادی رو براتون می نویسم که نتیجه تجربیات خودم هست و امیدوارم مفید باشه:
1 – سعی کنید تمرکز و بودجه تبلیغاتی رو روی محصولات (و یا خدمات ) با قیمت اقتصادی تر بذارید.
2 – بسته های خدماتی کم هزینه تر و موقتی، مناسب با شرایط اقتصادی طراحی کنید.
3 – حاشیه سود رو کاهش بدید.
4 – تعدیل نیرو نکنید.
5 – از مدیرهای پشت میز نشین خواهش کنید از پشت میز بلند بشن و همراه کارمندان کار کنند ( نه به دلیل حجم بالای کار، بلکه به دلیل حفظ روحیه و وحدت نیروی انسانی مجموعتون )
6 – دنبال ارزش افزوده هایی باشین که بتونید به کالا و یا خدماتتون بدید. ارزش هایی که با کار بیشتر شما حاصل میشه و نه با تحمیل هزینه به سازمان. (حتی یک لبخند اضافه به مشتری)
7 – به ارتباط با مشتری و خدمات پس از فروش اهمیت بیشتر از پیش بدید. نرخ حفظ مشتری چیزی هست که در این شرایط حکم طلا رو برای شما داره.
و در آخر اینکه اگر در گذشته به مسائلی مانند برندینگ و ارتباط با مشتری و خدمات پس از فروش اهمیت دادید، شما از شرایط رکود اقتصادی به سلامت عبور خواهید کرد. چون مشتریان وفادار در این شرایط بزرگترین دارایی شما خواهند شد.

۱ نظر ۲ لایک :)

مدل شایستگی و ارزش های سازمانی

مدل شایستگی در پنج سطح شایستگی ها را از نگاه تخصصی دسته بندی می کند.
سالهاست که در شرکتهای مختلف ارزش های سازمانی را می بینم و بدون توجه از کنارش رد می شوم.
نمیدانم با اینکه خودم از ارزشهای سازمانی خوشم می آید، ولی چرا در اغلب شرکتها و صنایع این ارزشها تنها نوشته هایی است بر درودیوار و هنوز هم نمی دانم که آیا لازمست ارزشها نوشته شود یا خیر؟
راستی نوشتن ارزشها صحیح است یا مجرای تسری و نهادینه کردن آن در شرکت ها چگونه می باشد؟

۰ نظر ۳ لایک :)
درباره من
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگرکسی حتی یک برگه علمی از او در دنیا باقی بماند، در روز قیامت همان برگه حایل او در مقابل آتش جهنم خواهد بود.
اینجا مکانی است برای به اشتراک گذاشتن آنچه که در حوزه تخصصی مدیریت یاد می‌گیرم و به دیگران آموزش می‌دهم.
در صورت داشتن سؤال و یا نیاز به کمک، با من تماس بگیرید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان