روش های تولید محتوا و اهمیت استراتژی

چه محتوایی باید بنویسم که بهتر بفروشم؟
برنامۀ انتشار محتواهای من چگونه باید باشد تا برند من را تقویت کند؟
ایجاد محتوا به اشکال مختلف در کسب‌وکارها انجام می‌شود که متداول‌ترین آنها عبارتند از:
1. انتشار در شبکه‌های اجتماعی موبایلی نظیر اینستاگرام
2. وب‌سایت و یا وبلاگ سازمانی حاوی مقالات و مطالب مفید
3. پادکست‌های صوتی و ویدئوهای تصویری

با توجه به موارد ذکر شده، بازاریابی محتوایی و استراتژی محتوا تأثیر بسزایی در سیستم بازاریابی و فروش کسب‌وکارها دارد. محتوا و برنامه‌ریزی‌های تولید محتوایی در ایران هنوز ابتدای راه است و دلیل این ادعای من، خطاهای فراوانی است که به طور روزانه توسط شرکت‌ها و کسب‌وکارها در این بخش صورت می‌پذیرد که خود بحثی مفصل را می‌طلبد.
محتوا هنوز به طور علمی و تخصصی نتوانسته ارتباط خود را با سازمان‌ها، سیستم‌ها، شرکت‌ها و کسب‌وکارهای ایرانی به طور مؤثر ایجاد نماید و عدم تطبیق ساختاری، یکی از دلایل این مسأله است.
بحث بر سر "فیلسوف محتوا"، "اندیشمند محتوا"، "کارشناس تولید محتوا" و یا "مدیر ارشد محتوا" نیست؛ بلکه این نوشتار بیشتر حاصل تجربیات فردی اینجانب در فرآیندهای محتوایی کسب‌وکارها و افراد فعال در حوزۀ اقتصاد کشورمان است.


محتوای دیجیتال هم‌اکنون سن خردسالی خود را طی کرده و مانند بچه‌ای کوچک است که تحت تأثیر رفتارهای جامعۀ انسانی، مسیر خود را پیدا می‌کند. این مسیریابی بر مبنای تجربه است و تجربه! نشان داده است که هر تجربه‌ای الزاماً منجر به موفقیت نمی‌شود.
قطعیت و مقطوعیتی در گزاره‌های اشاره‎کننده به مسائل مربوط به تولید محتوا و استراتژی‌ها وجود ندارد: نه جامع است و نه مجموع؛ نه شامل چیزی می‌شود و نه مشمول دستوراتی. فقط یک تجربه است و این تجربه متأثر از عوامل گوناگونی است. بنابراین یک گزارۀ محتوایی تجربی، در هر فضایی ممکن است تبعات ناهمگون به لحاظ مباحث بازاریابی و فروش داشته باشد.

در نوشتار این مطلب تلاش می‌کنم روش‌های تولید محتوا را با محوریت "استراتژی محتوا" شرح دهم. نمی‌دانم به عنوان مخاطب این یادداشت چقدر با استراتژی محتوا سروکار داشته‌اید؛ بنابراین بهتر است ابتدا به "استراتژی" از نگاه دانش تخصصی مدیریت بپردازم.

استراتژی نقشۀ راه برای رسیدن به یک هدف تعریف می‌شود. تعاریف متعددی برای استراتژی بیان شده که با یک جستجوی ساده در فضای وب قابل مشاهده خواهد بود، اما هیچ کدام جامعیت ندارند. استراتژی هنر انتخاب نکردن نیست، بلکه استراتژی هنر انتخاب بهترین نقشه برای رسیدن به هدف است: آیا ما این توان و زمان را داریم که تمامی راه‌هایی که به نتیجه منجر نمی‌شود را بررسی کنیم تا بتوانیم درک کنیم که آیا باید این راه را انتخاب نماییم یا خیر؟

بنابراین چالش هر روزۀ یک تولیدکنندۀ محتوا و یا مدیر محتوا این است که برای معرفی کسب‌وکار خود یا شرکت متبوعم، جهت بازاریابی بهتر محصولات و یا برای نهایی کردن فروش چه محتوایی را باید برنامه‌ریزی و منتشر کنم؟ آیا اصلاً در این فضا و مکان و زمان، ضرورتی به ایجاد محتوا است؟

یک مثال ساده شاید به درک این چالش کمک نماید:
مدیر کسب‌وکاری در حوزۀ تولید و فروش تماس گرفت و درخواست مشاوره داشت. هنگامی که فعالیت‌های مجموعۀ وی را به لحاظ محتوایی بررسی و تحلیل کردیم، متوجه خطاهای اساسی در روندهای تولید و انتشار محتوا توسط آنان شدیم که برخی از مهم‌ترین آنها عبارت بود از:
الف) عدم انتشار محتوای مناسب
ب) برنامه‌ریزی غیرمفید برای ایجاد محتواها
ج) عدم یکپارچگی ساختاری محتواها به لحاظ مباحث روانشناسی ارتباط با مشتریان
د) توقف و یا ایجاد محتوا در زمان‌های نامناسب


محتوای خوب پادشاه است و به اعتقاد من، متخصص محتوایی کسب‌وکار، فردی است که درست بتواند مخاطب را به سوی محصولات مد نظرش جذب نماید. محتوا در هر حالتی پادشاهی می‌کند و این نیازی به تخت پادشاهی ندارد؛ شما مسابقات فوتبال جام جهانی را در نظر بگیرید: آیا هر تیمی شخصیت قهرمانی و بزرگ بودن دارد؟ تاریخ نشان می‌دهد پادشاهان فوتبال همیشه آقایی کرده‌اند و قهرمانی به شخصیت تیم‌ها نیز بستگی دارد.
البته محتوا زمانی بزرگی و آقایی خود را نشان می‌دهد که مخاطب با علاقه جلب آن شود و با اشتیاق، انتشارهای بعدی را دنبال نماید.

نکتۀ مهم دیگر محتوا برای کسب‌وکارها این است که در بسیاری مواقع و به دلیل شتاب و عجلۀ کاذب کارشناسان تولید و انتشار محتوا، مخاطب(بخش‌بندی درست بازار) فراموش می‌شود: چرا پایه و معیار مهم تولید محتوا یعنی مخاطب(مشتریان) در بسیاری جاها به درستی مد نظر قرار گرفته نمی‌شود؟
منابع ثروت(توجه، زمان و تأثیرپذیری) دچار چالش‌های مختلفی شده است. تلفن‌های همراه هوشمند با اپ‌های موبایلی و تکنولوژی جذابشان، وقت همه را دزدیده و به سرقت می‌برد؛ امروزه کمتر کسی را می‌توانم پیدا کنم که با گوشی‌های بسیار سادۀ قدیمی که تنها کارشان تماس و پیامک زدن بود، بتواند کنار بیاید. نوعی اعتیاد در عموم جامعه نسبت به گوشی‌های هوشمند ایجاد شده است. انگار هر زمان فردی به اینترنت گوشی همراه وصل می‌شود، باید نوتیفیکیشن‌ها را با دقت نگاه کند؛ حتی اگر وانمود نماید که برایش اهمیتی ندارد. این پریشانی فکری تولیدکنندگان و مخاطبان محتوا، استراتژی محتوایی را به شدت تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.

پس زمان و توجه مخاطبان محتوا عملاً از بین رفته و تنها یک آیتم باقی‌مانده و نقطۀ امید در مسائل تولید محتواست: تأثیرپذیری.
در جنگی که بین محتواها در حال رخ دادن است، میخکوب کردن مخاطبان در کمتر از ده ثانیه، اهمیت تأثیری پذیری و تطبیق با استراتژی محتوا را برای کسب‌وکارها، بیش از پیش روشن می‌کند.
هر منبع تولید محتوا در مباحث مربوط به کسب‌وکار، هم فرصت است و هم تهدید؛ درست همانند جمعیت منابع انسانی که در گذشته یک فرصت بود و امروزه به دلایل مختلف تبدیل به یک تهدید در فضاهای اقتصادی، بازار کار و برنامه‌ریزی‌های جمعیتی شده است.
شاخص تأثیر محتوا، میزان نهایی شدن فروش برای هر سیستم کسب‌وکار است. دیده شدن و رفتار مخاطب در سایت و شبکه‌های اجتماعی اگر منجر به فروش محصول نشود، به معنی اتلاف وقت و انرژی برای تولید محتواست. بنابراین به عنوان مدیر یک کسب‌وکار(به ویژه کارآفرینان و استارتاپ‌ها) رفتار مخاطبان محتوای خود را به درستی تحلیل کنید:
- مخاطبان من لایک می‌کنند؛ شیر می‌نمایند و کامنت ارسال می‌شود: آیا در فروش محصولات من تأثیری دارد؟
فروش یعنی گوش دادن و توجه مخاطب به محتوای ما.


شاخص اشباع محتوا، یکی از راهکارهای تشخیص زمان توقف محتواست. توصیه می‌کنم کتاب Content Code را حتما مطالعه نمایید. ابزار سنجش این شاخص به زبان ساده قابل بیان است.
هر کسب‌وکاری که مد نظر دارید، کلمات کلیدی مربوط به آن را در موتور جستجوی گوگل جستجو کنید و بخش نتایج عدی جستجویتان(About ... results) را ببینید؛ این عدد همان شاخص اشباع محتواست:
- اگر زیر 10هزار باشد، یعنی فضا بسیار عالیست و می‌توانید با شدت تولید محتوا کنید؛
- اگر بین 10هزار و 100هزار باشد، یعنی رقابت محتوایی سبک است؛
- اگر بین 100هزار و 1میلیون باشد، به معنای سنگین بودن رقابت در محتواست؛
- و اگر بیش از 1میلیون باشد، پیشنهاد می‌کنم در کلمات کلیدی محتوای مد نظرتان تجدید نظری کنید.

رقابت محتوایی در صفحۀ اول موتورهای جستجو در ایران تأثیرگرفته از تاکتیک‌های تبلیغاتی است؛ به طوری که محتوای هر سایتی صرف پرداخت پول با ستاره‌هایی به صدر جستجو می‌آید. تجربۀ یکی از دوستانم که در بخش کشاورزی و خدمات مرتبط تولید محتوا دارد، نشان می‌دهد که مخاطبان به تبلیغات پولکی و سئومحور توجهی مؤثر نمی‌کنند.
به بیان ساده‌تر، مخاطبان وب از تبلیغات موتورهای جستجو(Ads) فراری هستند و احساس می‌کنند محتوایی به آنها تحمیل می‌شود و آزادی انتخابشان را می‌گیرد. در مباحث الگوریتم‌های موتورهای جستجو، تاریخ انتشار محتوا حرف‌هایی برای گفتن دارد؛ به عنوان نمونه گوگل به محتواهای قدیمی فضای وب همچون ریش‌سفیدان احترام می‌گذارد! و آنان را بالا نگه می‌دارد.

توجه کنیم بازاریابی محتوایی قدمتی به اندازه تاریخ بشریت دارد. قصه گفتن‌ها و افسانه تعریف کردن‌ها سنتی‌ترین برنامه‌ریزی و اجراهای محتوایی بوده‌اند. داستان‌هایی که انسان‌ها را جلب کرده و جاودان شده، هر یک به تنهایی می‌تواند یک مدل برای استراتژیست‌های محتوا و کارشناسان آنها باشد:
کدام یک از ما رمان‌هایی مانند الیورتوئیست و یا بینوایان را تماشا نکرده یا نخوانده‌ایم؟
پس مهم‌ترین معیار اثربخشی محتوا، نحوۀ ارتباط آن محتوا با مخاطب است و نه صرفاً خودِ محتوای ایجاد شده.

نسخه‌های محتوایی که برخی افراد(همانند شعبانعلی و یا جو پولیتزی)  برای بازار و کسب‌وکارهای ایرانی ارائه می‌دهند، نسخۀ کاربردی برای یک فروشنده در بازار هنر اصفهان و یا یک تاجر در بازار بزرگ تهران نیست؛ این نسخه‌ها بیشتر از آنکه فایده‌ای در فضای کسب‌وکار ایران داشته باشند، مباحثی تئوری(و نه کاربردی) به لحاظ اصول مدیریت بازاریابی و فروش هستند که اگر فرصتی باشد، شاید در آینده بیشتر در این باره بنویسم. تنها به عنوان یک مثال باید عرض کنم که یکی از شاگردان شعبانعلی و حتی خود شعبانعلی، "ست گودین" را به اشتباه "ست گادین" بیان و منتشر می‌کنند!
و تکلیف "ست گودین" نیز به تنهایی مشخص است: آیا برنامه‌های یک امریکایی برای کسب‌وکار و یا مدیریت منابع انسانی ایران می‌تواند مفید باشد؟ برخلاف شعبانعلی و شعبانعلی‌ها من این‌طور تصور نمی‌کنم. اگر "ست گودین" به فرض محال فرد تأثیرگذاری در حوزۀ تولید محتوا در عرصۀ بین‌المللی باشد، قطعاً برای استراتژی محتوا در محیط ایران گزینۀ مناسبی نیست.

دیدن شدن در محتوا الزاماً به معنی کسب درآمد نیست. به عنوان مثال یکی از ابزارهای influencer marketing چنین لینکی است:
Instagram Money Calculator
همین الان می‌توانید اکانت خود را وارد و میزان درآمدتان را ببینید: این مسأله چقدر با واقعیت محتوای شما سازگار است؟
هر اکانتی وارد شود، میزان درآمد و درگیری آن نمایش داده می‌شود و این اطلاعات صحیحی است؛ اما در مدیریت اجرایی محتوا، این اطلاعات صحیح نیست. ما در بازار واقعی رقابتی، کسب‌وکارمان را با پتانسیل‌های محتوایی جلو نمی‌بریم؛ بلکه واقعیت محتواهایمان را ارزیابی و بر مبنای آن حرکت می‌کنیم.
درگیری محتوایی ارتباطی با خوب دیده شدن ندارد و خوب دیده شدن نیز به معنی موفقیت یک کسب‌وکار نیست.
پژوهش‌های علمی متعددی را در این زمینه مطالعه کرده‌ام که مدیران کسب‌وکار و یا مسئولان بازاریابی و فروش شرکت‌ها می‌توانند در این خصوص با من تماس بگیرند و مسأله شرکت و کسب‌وکارشان را مطرح کنند تا راهنمایی‌ها و مشاوره‌های لازم را به ایشان بدهم.


نکات مهم در اجرای استراتژی محتوا
به جای نکته ترجیح می‌دهم این سؤالات را مطرح کنم تا ذهن شما بیشتر با مسأله درگیر شود:
1. زمان درست تولید محتوای کسب‌وکارمان را با کمک متخصص تشخیص دهیم؛
2. رفتار مصرف‌کنندگان بازارمان را تحلیل کنیم: مشتریان مخاطب چند مرتبه در سال قرار است با محتوای ما مشتاق به خرید محصولاتمان شوند؟
3. رفتار مخاطب محتوای ما در طول زمان به لحاظ پیگیری محتواهای منتشرشده توسط کسب‌وکارمان چگونه است؟
4. چگونه باید محتوایی را ایجاد کنیم که اعتماد مخاطبان منجر به خلق مشتریان بیشتر و بیشتر گردد؟
5. آیا محتوای تولیدی ما مورد پسند موتورهای جستجو است و یا انسان؟
6. آیا باید تحت تأثیر روانشناسی مخاطب(پرسونا) باشیم و یا خود آن را خلق و هدایت کنیم؟

استراتژی و روش‌های تولید محتوا ارتباط تنگاتنگی باهم دارند که بایستی به طور جزئی به همه ساختارهای اجرا توجه کنیم. مخاطبان گذری یک محتوا با مخاطبان مستمر، تفاوت‌های کلیدی در مفاهیم مرتبط با کسب‌وکار ما دارند. "جلب نظر مشتریان" به محتوایمان، شروعی خوب برای بازاریابی محصولاتمان است: کپی‌رایتنگ، تیترهای جذاب، ویدئو، اینفوگرافیک و... همه از اجزای خوب این شروع عالی هستند.
"دیدار فیزیکی" در دنیای واقعی به معنی وصل شدن "فروش" به بازاریابی محتوایی ماست.
سلفی گرفتن، آبشار محتوا و یا آسمان‌خراش محتوا، تکنیک‌هایی هستند که می‌توانید از آنها کمک گرفته و کسب‌وکارتان را ارتقا دهید. سئو و دیجیتال‌مارکتینگ را جدی بگیرید، اما فریب شرکت‌ها و افراد غیرمتخصص را نخورید. بسیاری از کسب‌وکارها، همیشه مشاوری در این خصوص را در کنار خود دارند تا پیش از هزینه‌کرد، بهترین مسیر را انتخاب نمایند.
تکرار خرید مصرف‌کننده(همانند آژانس‌های هواپیمایی، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و مشاغل نزدیک به اینها) زمانی اتفاق می‌افتد که محتوای نخست کسب‌وکار اعتماد مشتری را به خود جلب کند. البته عموماً خدمات‌دهندگان در این بخش از بازار رقابتی سنگین بلحاظ محتوا و استراتژی‌های محتوایی دارند که برخی از عناصر آن عبارتند از: باشگاه مشتریان، اعلام تخفیف‌ها، ایمیل‌مارکتینگ، پیامک‌های تبلیغاتی و... .

نتیجه‌گیری
اگر صاحب یک کسب‌وکار و یا فردی متخصص هستید، پیش از انتشار دیوانه‌وار محتوا به این سؤالات جواب دهید:
. استراتژی کسب‌وکار/فعالیت من چیست؟
. Niche Marketing یا Massive Marketing مربوط به کسب‌وکار من با چه استراتژی محتوایی توسعه پیدا می‌کند؟
. هدف کسب‌وکار/فعالیت من در ورود به بازاریابی محتوایی چیست؟
. با کدام شاخص، تأثیر محتوایم را بر مخاطبان بسنجم؟
بررسی دقیق این سؤالات و مشورت با متخصصین استراتژیست کسب‌وکار را مؤکّداً توصیه می‌نمایم.
فراموش نکنیم "هدف" مهم‌ترین جزءِ استراتژی محتوای ما در دنیای رقابتی کسب‌وکارهاست.
۰ نظر ۱ لایک :)

تولید محتوا و نوشتن بدون نیاز به تایپ

به اعتقاد من دیدگاه‌ها در خصوص محتوا و استراتژی محتوا در حوزۀ زبان فارسی به دو دستۀ کلی تقسیم می‌شوند:
1. محتواهایی که تنها از منابع خارجی ترجمه می‌شوند ؛
2. محتواهایی که حاصل بافتن کلمات بدون در نظر گرفتن نیاز واقعی مخاطبان است.
زمانی که این ویدئو را دیدم، به این فکر کردم که تولید محتوا و استراتژی محتوا آیندۀ عجیب و پیچیده‌ای دارد؛ چرا که دانش و تخصص واقعی است که در نهایت در این حوزه نیز حرف آخر را می‌زند. شما چه فکر می‌کنید؟

تولید محتوا به روش صوتی
۲ نظر ۲ لایک :)

استراتژی محتوا به زبان ساده(قسمت دوم و پایانی)

استراتژی محتوا برای مخاطبان به دو دستۀ کلی و ساده تقسیم می‌شود:
1) ایجادکنندۀ حالِ خوب
2) ایجاد کنندۀ حالِ غیرخوب

به نظر شما کدام یک می‌تواند به رشد یک کسب‌وکار کمک کند؟ آیا جز این است که هدف ما از انتشار محتوا، فروش یک محصول(کالا یا خدمات) است؟ اشتباه نکنیم! قطعاً هدف حرفه‌ایها در دورۀ فعلی، فروش در قدم اول و یا در محتوای نخست نیست؛ اما به هر حال هدف از تمامی محتواها، ایجاد یک ارزش افزوده برای ناشران آن است.
محتواهای ارزشمند به توسعۀ استراتژی مدیران کسب‌وکار کمک می‌کند و دستیبای به اهداف استراتژیک آسان‌تر می‌شود. باید بپذیریم شرکت‌ها(به خصوص استارتاپ‌ها) امروز سریع‌تر از هر زمان دیگر در حرکت هستند تا بتوانند به سرعت از فعالیت‌های کوچک و ساختارهای تازه به سمت فعالیت‌های بزرگ با ساختارهای عظیم بروند.


پارادوکس استراتژی محتوا، چالش دیگری است که در مسیر کسب‌وکارها و به خصوص استارتاپ‌هاست. این شرکت‌ها شروع به رشد و موفقیت می‌کنند، اما در عین حال دچار پیچیدگی‌های بیشتر می‌شوند. این پیچیدگی در بخشی که ارتباط با تولید محتوای آنان دارد(اعم از بازاریابی و فروش، تبلیغات، روابط عمومی، برندسازی و خدمات پس از فروش در ارتباط با مشتریان) مانع رشد آنها خواهد شد. در اینجا مفاهیم کسب‌وکار در حوزه‌های ذیل نیز به چالش و رکود می‌رسد:
- اعتبار محتوا
- اعتماد محتوا
- برندسازی محتوامحور
- کارکنان همسو با استراتژی محتوا
- نارضایتی مشتریان از محتوای کسب‌وکار
- رهبری استراتژیک محتوا

دام محتوا وجود ندارد، بلکه نگاه نادرست به فراتر از امروز یک دام است.
بنیان‌گذار یک کسب‌وکار از آینده خوشش می‌آید و تمام فعالیت‌های محتوایی سازمانش را برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی می‌کند. استراتژی محتوایی نیز به تبع این نگاه، تنها امروز را نمی‌بیند؛ بلکه سالها بعد را هم دنبال می‌کند. امروزه برای هر مدیرعامل، تفکر درازمدت محتوایی برای رشد موفقیت آمیز استراتژی محتوا یک ضرورت است. چشم‌انداز محتوایی استراتژی باید تعیین کند یک سازمان امروز و فردا چگونه در مسیر رشد باید حرکت کند. پس یک متخصص تولید محتوا، باید به این مسأله توجه کند.

چیزی به نام "مدیر ارشد محتوا" معنای خارجی ندارد. همۀ کارها با کارشناسان محتواست، چون این کارشناسان محتوا هستند که کل تصویر شرکت در آینده را از استراتژی محتوا ارزیابی و از آن الگوبرداری می‌نمایند. بدون شک کارشناسان نیاز به یک مدیر دارند، اما این مدیریت تنها با رویکرد محتوامحور به اثربخشی منجر نمی‌شود. چرا؟ چون فرآیند فروش چالشی فراتر از یک تولید محتواست.
اولین مشتریان هر کسب‌وکار بر روند تغییر، بهبود و یا رشد استراتژی محتوایی آن سازمان تأثیر بسزایی دارند، چرا که تجربه بهتر مشتری و روابط معقول با آنان تقویت‌کننده ساختار محتوایی مجموعه است. استراتژی محتوایی که بر مبنای رفتار مشتریان(رفتار مصرف‌کننده) بروز می‌شود، کلید موفقیت کسب‌وکار در حال رشد است. در عین اینکه تعداد مشتریان رشد می‌کند، از بین رفتن رضایت آنان نیز آسان‌تر می‌شود. وظیفۀ تولیدکننده محتوا، شناسایی این چالش‌ها و گزارش به مدیر خود است:
آیا مدیری که فقط محتوا را می‌فهمد، درک درستی از چالش‌های بازاریابی و فروش دارد؟
مدیری که فقط محتوا می‌فهمد، تنها به تجربه‌های خود تکیه می‌کند و در نتیجه استراتژی محتوایی که توسط این مدیر خلق خواهد شد، برای بازاریابی و فروش مفید نخواهد بود.
پیامی که به مخاطب می‌رسد، محتوایی است که شیوه انتقال و ساختار آن نیز اهمیت دارد. در فضای ارتباط با مشتریان، یک خط برنامه‌نویسی برای محتوای یک سایت فروش کالا/خدمات همان اندازه محتواست که یک فایل ویدئویی آموزنده یا هیجانی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی. این مسأله هم در فضای آنلاین و هم در فضای آفلاین مصداق دارد. یک جفت پوتین، نیم‌کیلو خیار یا یک سبد انگور سیاه: آیا نیم‌کیلو خیار مفهوم محتوایی در ذهن مخاطب است و یا طعم خوشمزه آن به همراه نمک؟
دقت داشته باشیم تنها محتوا(Context) و شکل تماس محتوا با مشتریان(Connection) مسألۀ کسب‌وکار نیست، بلکه مهم‌تر از آن، بازار مخاطب فرایندهای محتوایی است.


استراتژی محتوا و بازار مخاطب هدف
تصور کنید یک مغازه لبنیاتی باز کرده‌اید که انگیزۀ مهم شما در ایجاد این کسب‌وکار، اهمیت مشتریان به وجود کلسیم در رژیم غذایی روزانه‌شان است؛ محتوای خوبی هم آمادۀ فروش دارید:
کرۀ گاوی، شیر پاستوریزۀ پاکتی، شیر تازه گاو، شیر شتر، پنیر لیقوان، پنیر کارخانه‌ای، دوغ محلی، دوغ کارخانه‌ای، ماست ترش برای تهیه کردن دوغ و...اقلام مشابه.

بعد از مدتی متوجه می‌شوید محتواهای شما به فروش نمی‌رسد؛ مشکل از کجاست؟ شما که محتوای خوب و با کیفیتی را برای مشتریان آماده کرده بودید؟
باید بگویم همان نگاه نادرستی که در بالا اشاره کردم، در اینجا خود را نشان می‌دهد. رشد یک کسب‌وکار تنها به محتوا بستگی ندارد، بلکه پارامترهای متعدد مدیریت دیگری نیز بر این مسأله تأثیرگذار است. "مشتری" و "مصرف‌کننده" همه داستان و محوریت استراتژی محتوا هستند.

ساختمان محتوا و استراتژی محتوا
کارمندان بنیانگذار یک کسب‌وکار، بزرگترین طرفداران نام تجاری آن نیز هستند. به همین دلیل ساختمان محتوایی که این کارمندان می‌سازند، دلسوزانه‌تر و مطمئن‌تر است. تنها چنین ساختمانی که دلسوزانه ساخته می‌شود، چشم‌اندازی درست به برندینگ و جنبه‌های دیگر کسب‌وکار به لحاظ محتوایی دارد.
ارائه و گسترش محتوا بر مبنای همین ساختمان شکل می‌گیرد و به همین دلیل ساختمانی که دیگر فعالان(و یا غیرمتخصصین) بسازند، در راستای اهداف استراتژیک محتوایی قرار نمی‌گیرد.
بازاریابی محتوایی می‌تواند بستری برای فعالیت‌های تازه و جدید به همراه مفاهیمی بنیادین باشد، اما باز هم هستۀ اولیه تمامی موفقیت‌ها، ساختمان محتواست.


زوجی را در نظر بگیرید که برای زندگی خود، ساختمان‌ها و منازل گوناگون را می‌بینند؛ به نظر شما این زوج چه ساختمانی را انتخاب می‌کنند؟ پاسخ: ساختمانی که ذهنشان را درگیر خود نماید.
این درگیر شدن ذهن به اشکال مختلف محتوایی رخ می‌دهد که برخی از مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1) تعریف کارمند بنگاه معاملات املاک از ساختمان(ارائۀ خوب محتوا)
2) همسایگان مناسب در ساختمان(هماهنگی محتوا)
3) موقعیت جغرافیایی مناسب ساختمان(مکان‌یابی صحیح محتوا)
4) اتاق‎های مناسب و تأسیسات سالم(ساختارهای محتوا)

چگونه ساختمان محتوای خود را بنا کنیم؟
برای این موضوع مأموریت کسب‌وکار خود را تعریف می‌کنیم و یک بخش از آن را با تکیه بر استراتژی محتوایی در نظر می‌گیریم. این بخش ممکن است موارد زیر باشد:
1) محصولات و نحوۀ ارائه محتوایی اطلاعات به منظور فروش آنها
2) نحوۀ مذاکره و ارتباط با مشتریان در قرارهای اولیه و محتواهای ردوبدل‌شده
3) فروش حضوری محصولات با تکیه بر محتواهای خوب اطلاعاتی
4) پاسخ گویی به اعتراضات مشتری با تکیه بر اطلاعات صحیح و بروز
5) بازاریابی تلفنی محصولات به صورت هدفمند و محتوامحور
6) استخدام بازاریاب محتوامحور به منظور افزایش فروش
7) چانه‌زنی در مذاکرات فروش و درخواست مشتریان برای پایین آوردن قیمت با تکیه بر محتوا
8) فروش یک محصول جدید با تکیه بر تمایز و محتوای ویژۀ آن برای مشتری
9) بهانه‌های مشتریان برای نخریدن محصولات و نحوۀ پاسخ شما با پیام‌های درست
10) قیمت‌گذاری متناسب با فرآیندهای فروش با توجه به محتوای واقعی بازار
11) قیمت‌گذاری محتوامحور متناسب با پورسانت بازاریاب و کارشناس فروش
12) نحوۀ تبلیغات و تعیین اهداف فروش با توجه به استراتژی محتوا
13) مدیریت زمان فروش و وظایف کارشناسان بازاریابی و فروش در ارائه محتوا به بازار هدف
14) منابع یادگیری فروشندگان شما و آموزش مذاکره به آنان از نگاه تولید محتوا برای مشتریان
15) مشتریان بالقوه و راهکارهای جذب مشتری به وسیلۀ محتوای ارزشمند
16) تعریف بازار و انواع آن از نگاه بازاریابی محتوایی
17) موفقیت در کسب‌وکار و استخدام کارشناسان متخصص فروش حول استراتژی محتوایی سازمان
18) ساختار کارکنان فروش از لحاظ سطح اطلاعات و محتوای مرتبط با محصولات
19) پیشبرد محتوایی فروش
... این لیست می‌تواند باز هم ادامه داشته باشد.

بعد از این مرحله، بخش مورد نظرمان را به لحاظ ارتباط شخصی با مشتریان در بازار هدف، بهینه می‌کنیم. اختصار و ارزشمند بودن برای گیرندۀ پیام بسیار مهم است. مشتری باید بتواند در اندک ثانیه‌ای، پیام و محتوای شما را دریافت کند.

مرحلۀ بعدی، بهینه‌سازی مجدد پیام و پیامک کردن برای مشتریان هدف است. منظور از پیامک محتوا، الزاماً پیامک در تلفن همراه نیست، بلکه منظور شبکه‌های اجتماعی قدرتمند برای نشر این پیام است.

مرحله بعدی، ارسال محتوای بهینه شده به صورت ایمیل برای مشتریان هدف است. توصیه می‌کنم عنوان ایمیل، عنوان ارزشمندی برای گیرنده باشد تا آن را باز کند.

مرحله بعدی، ارسال پیام در قالب یک فایل ویدئویی در اینستاگرام است. انیمیشن، موشن گرافی یا زیرنویس کردن ویدئوهای خارجی در این گام به شما کمک شایانی در نشر محتوا می‌نماید. پیشنهاد می‌کنم صداگذاری، تدوین و تولید را به عهدۀ یک تیم متخصص و با کمک مشاور خود بگذارید. استوری متناسب با سلیقه، محتوا و برند خود را هم فراموش نکنید.

مرحلۀ پایانی، نشر محتوا به اشکال مختلفِ ویدئو، بَنِر، اینفوگرافیک و تصویرنوشت در شبکه‌های اجتماعی ویدئویی و تصویری تا زمان دریافت فیدبک از طرف بازدیدکنندگان است.


ساختمان محتوای خود را بسازید.
استراتژی محتوا را به کسانی بسپارید که دوغ و دوشاب را از هم تشخیص می‌دهند. اشتباه بزرگ بسیاری از کسب‌وکارها و شرکت‌ها، رعایت نکردن همین مسأله است. تولید محتوا و هدایت آن در بازارهای امروز ایران، به چیزی فراتر از تولید محتواهای دیوانه‌وار احتیاج دارد.
در مشاوره‌ها و پروژه‌های محتوایی که با برخی شرکت‌ها داشته و داریم، بزرگترین چالش و مشکل را در عدم ایجاد یک ساختمان مستحکم محتوایی برای کسب‌وکارشان پیدا کرده‌ایم.
بسیاری از این شرکت‌ها در زمان رشد کسب‌وکارشان به افراد و مجموعه‌هایی مراجعه کرده‌اند که با ایجاد یک ساختمان نادرست از محتوا، همانند یک آبشار، آنها را از اوج به پایین پرتاب کرده و این پرتاب شدن همراه با از دست دادن کارکنان و منابع مالی سازمان بوده است. اگر مدیریت سازمانی را بر عهده دارید و یا صاحب یک استارتاپ هستید، نگاه استراتژیک به محتوا را درست دنبال کنید و مسئولیت بزرگ خود را در تولید محتوا از یاد نبرید.
۰ نظر ۲ لایک :)

استراتژی محتوا به زبان ساده(قسمت اول)

چگونه باید محتوایی را منتشر کنیم که هم برای خودمان مفید باشد و هم برای مخاطبمان؟
به اعتقاد بنده، مفید بودن یک محتوا با توجه به موقعیت و شرایط هر تولیدکنندۀ محتوا کاملاً نسبی تعریف می‌شود و نمی‌توان از مقاله‌های متعدد در این حوزه کمک جدی گرفت.
آنچه اهمیت دارد، تحلیل درست از استراتژی محتوا در هر موقعیت زمان و مکانی است.


استراتژی محتوا چیست؟
به جای بیان توضیحات کلی و پیچیده سعی می‌کنم با یک مثال ساده، به شرح این کلیدواژه بپردازم.
فرض کنید یک دندانپزشک هستید که می‌خواهید برای بهبود روند بازاریابی و فروش خدمات خود، سایتی را راه‌اندازی کنید. به همین منظور ابتدا بودجه‌ای را به این موضوع اختصاص می‌دهید و سپس قصد مراجعه به یک طراح سایت(و اگر خیلی حرفه‌ای باشید! در کنار آن یک متخصص سئو) را می‌کنید.

در اینجا طراح سایت از شما می‌پرسد: می‌خواهید سایت شما چطور باشد؟
پاسخ‌های ساده و غیرتخصصی این موارد می‌تواند باشد:
- سایتی که www داشته باشد و بشود آن را روی کارت ویزیت به بیماران ارائه داد ؛
- ظاهر قشنگی داشته باشد و اسم و عکسم را به خوبی نشان دهد ؛
- اگر کسی در شهر .... دندانپزشک را در گوگل جستجو می‌کند، مطب من را ببیند و تماس بگیرد ؛
- ... .

اما اگر شما بخواهید از بودجۀ خود در سایت نتیجه بگیرید، باید یک ساختار از طراح سایت و سایر متخصصین مرتبط بخواهید:
- برنامه‌ریزی تولید محتوای سایت آسان باشد ؛
- دائماً با هدف‌های من از سرمایه‌گذاری برای ایجاد سایت سازگار باشد.

شاید برای برخی عزیزان باز هم درک این عبارات سخت شده باشد!
ببینید دوستان من! اگر در مثال اشاره شده بخواهیم حرکت کنیم، فرض می‌کنیم شما یک دندانپزشک هستید که دغدغۀ محتوای سایت خود را دارید، چون طراح سایت و متخصصین جانبی، طبق نظر و دیدگاه شما عمل می‌کنند. پس باید چه کنید؟

بیان مأموریت و محتوا
مأموریت ایجاد سایت خود را تعریف کنید؛ مثال‌های کاربردی:
الف) مشخصات من به عنوان یک دندانپزشک در موتورهای جستجو ثبت شود ؛
ب) با جستجوی عبارت "کشیدن دندان عقل در شهرX" من در سه نتیجۀ اول موتورهای جستجو قرار بگیرم ؛
ج) می‌خواهم سایت به عنوان یک مرجع قابل اطمینان به منظور یادگیری اصول بهداشت دهان و دندان در ذهن مخاطبانم جا بیفتد.

مخاطبان محتوا
محتوای من قرار است برای چه کسانی جذاب باشد؟
1) زنان و دختران جوان
2) پیرمردها و خانم‌های میانسال
3) نوجوانان
بدیهی است که وقتی می‌خواهیم مخاطب محتوا را تعریف کنیم، باید تمامی جنبه‌های ارتباطی را مد نظر بگیریم؛ به عنوان مثال دسترسی یک فرد میانسال به اینترنت، بسیار بسیار متفاوت و کمتر از یک جوان 27ساله است.


چگونه درست استراتژی محتوای خودمان را تحلیل کنیم؟
هر اطلاعات معنار در فضای اینترنت، به معنای محتوا برای هر مخاطب است. همۀ وب‌سایت‌ها محتوا و مخاطب دارند؛ آنچه اهمیت دارد، رضایت تولیدکنندۀ محتوا از مطلب انتشار یافته و نیز مخاطب از مراجعه و مطالعۀ آن مطلب است.
بدیهی هست استراتژی تولید محتوا در سایت یک متخصص کشاورزی که با دانش خود در یک حوزۀ خاص از تولیدات گیاهی به ارائۀ خدمات و آموزش می‌پردازد، بسیار متفاوت با سایتی است که روزانه با ده‌ها مطلب بروزرسانی می‌شود. تصمیم‌گیری زمان و چگونگی ارائۀ محتوا، بخش مهمی از تحلیل صحیح در استراتژی محتواست.

دقت داشته باشیم مدیریت محتوا یک فرهنگ یا مدل ذهنی نیست. مدیریت محتوا، یک تحلیل ساده و در عین حال تخصصی از فعالیت‌هایی است که به خلق یک اطلاعات مفید برای مخاطب منجر می‌شود.
اطلاعات مورد نیاز هر مشتری با توجه به فضای کسب‌وکار تعریف و در اختیار او قرار داده می‌شود. پس این تحلیل، یک دارایی ارزشمند برای هر کسب‌وکاری است که می‌خواهد مسیر رشد و موفقیت را به بهترین شکل ممکن طی نماید.

استراتژی محتوا چیست؟ استراتژیست محتوا چه می‌کند؟
از مثال دندانپزشک خارج می‌شوم و به کلیات بیشتری می‌پردازم.
نیاز به محتوا، چالش‌های استراتژی محتوا، تعریف محتوا، صنعت محتوا و سایر موارد عمومی مرتبط به اعتقاد من بسیار پیچیده بیان شده‌اند.

به خاطر می‌آورید در زمان بچگی کتاب‌هایی رنگی از داستان‌های بزرگ ادبیات بین‌الملل را پدرومادر برایمان می‌خریدند و همیشه آنها را ورق می‌زدیم؟
اغلب این کتابها، رمان‌های سنگین و داستان‌های بزرگ را به صورت خلاصه و جذاب همراه با تصویرسازی‌های جذاب برایمان تعریف می‌کردند و یا والدین برایمان می‌خواندند یا خودمان می‌خواندیم. در اغلب این کتابها، تصاویر کوچکی نیز در حاشیه درج شده بود که به فهم بهتر مطلب کمک می‌کرد.

رفته رفته بزرگ شدیم و این کتابها جایشان را به کتاب‌های جدید داد: کتاب‌های ضخیم‌تر با تصاویر کمتر! نبود جذابیت در کتابها به اعتقاد بنده یکی از دلایل مطالعۀ کم ایرانیان است!
از بحث اصلی فاصله نگیریم!
محتوا از زمان بچگی تا امروز دورتادور ما را فرا گرفته است: کتاب، فیلم، پیامک تبلیغاتی، آلبوم موسیقی، بروشور تبلیغ یک محصول، عکس در شبکه‌های اجتماعی موبایلی، مطلبی در یک سایت یا وبلاگ و...همه و همه مثال‌هایی از محتوا هستند.

در قسمت بعد تلاش می‌کنم به شکل ساده‌تر، مفاهیم محتوا و استراتژی محتوا را برایتان بیان کنم. امیدوارم این یادداشت برایتان مفید بوده باشد.
۱ نظر ۵ لایک :)
درباره من
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگرکسی حتی یک برگه علمی از او در دنیا باقی بماند، در روز قیامت همان برگه حایل او در مقابل آتش جهنم خواهد بود.
اینجا مکانی است برای به اشتراک گذاشتن آنچه که در حوزه تخصصی مدیریت یاد می‌گیرم و به دیگران آموزش می‌دهم.
در صورت داشتن سؤال و یا نیاز به کمک، با من تماس بگیرید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان