سجاد رحیمی مدیسه

نویسندگی|تولید محتوا|کپی‌رایتینگ

چند روز پیش عزیزی بهم گفت: کار خوب هست تا جایی که به خانواده صدمه نزند.

عبارت ساده هست؛ اما به شدت سخت و پرچالش: حد کار کردن واقعاً تا کجاست؟ تا چه ظرفیتی از توان خودمان را باید به کار اختصاص دهیم و بقیۀ آن را به خانواده؟ اصلاً معیار و خط کشی برای این موضوع وجود دارد؟

زندگی پس از زندگی عباس موزون در این شب‌ها دارد پخش می‌شود؛ فصل چهارم این مستند علمی و پژوهشی با رویکرد دینی و اخلاقی هست.

به شخصه هم تشکر می‌کنم از عوامل سازندۀ این مجموعه و هم تحسین‌کننده هست این مجموعه به لحاظ محتوایی.

اما سؤالی هم برایم پیش آمده: خروجی این برنامه در جامعۀ ما چه بوده است؟ در شرایطی که برخی مسائلی که در این مجموعه مطرح می‌شود، مو را بر تن هر آدمی راست می‌کند! چرا نمودهای آن را در جامعۀ بیرون و لایه‌های مختلف مردم مشاهده نمی‌کنیم؟

  1. متفکر که شوی، تنهاترینی؛ با این همه بیشتر فکر کن.
  2. صدای تیک تاک ساعت هر لحظه به گوش ما می‌رسد و یا حرکاتش را می‌بینیم؛ با این همه شتاب عمر، نشستن و کاری نکردن دشمنی با خود است.
  3. اگر به احساست پشت پا زدند و واژه در گلویت شکست، با این همه قلمت را ایستاده نگه دار.

به جرأت می‌توانم ادعا کنم در مقولۀ فرهنگ‌سازی سازمانی، محتوای متنی یکی از مهم‌ترین ابزارهاست؛ چرا که بدون بوروکراسی و کاملاً هنری ایفای نقش می‌کند.

زمانی که بخواهیم یک بنر یا استند ساده را هوا کنیم، باید کلی هماهنگی و هزینه صورت دهیم.(که البته آن هم به تنهایی اسمش فرهنگ‌سازی نیست!)؛ اما متن‌های ارزشمند و محتواهای مفید همیشه اثرگذار خواهد بود.

بریده‌ای از یک کتاب:در سال‌هایی که جوان‌تر
و به ناچار آسیب پذیرتر بودم
پدرم پندی به من داد
که تا به امروز در سرم می‌چرخد
و تکرار می‌شود.

او گفت:
هر وقت دلت خواست کسی را نقد کنی،
یادت باشد که در این دنیا،
همه‎ مردم امکانات تو را نداشته اند...