در ماه پایانی سال سخت و عجیب ۱۴۰۲ هستیم.
ذهن انسان طوری برنامه ریزی شده است که وقتی بداند می تواند کاری را به خوبی و درستی انجام دهد راحت تر میتواند بر اهمالکار ی غلبه کرده و سریع تر آن کار را انجام دهد؛ بنابراین برای عملی کردن این موضوع باید به یاد داشته باشید که دائماً درحال یادگیری باشید و بدانید که هر مهارتی هرچندسخت، قابل یادگیری است.
فرض کنید شما برای نوشتن کتابتان نیاز دارید که هر روز ۱۰۰۰ کلمه تایپ کنید. ازآنجاکه شما مهارت تایپ کردن با استفاده از ده انگشت را بلد نیستید، درنتیجه هر روز نهایت ۲۰۰ کلمه می توانید.
من رنج بسیار کشیدهام و میکشم؛ اما به آرامی و در عین کرامت رنج میبرم. رنج را بخشی از زندگی میدانم، بخشی بسیار مهم!
چگونه چیزی بیاموزم اگر رنج نبرم؟
اما به هنگام رنج آرام میمانم.
چه کسی باور میکند من رنجی عمیق دارم؟
گمان نمیکنم نباید رنجی باشد؛ گمان نمیکنم وجود رنج نشانه اشکال است؛ گمان نمیکنم نباید در تکاپوی رفع رنج باشم!
سعی در غلبه بر رنج ندارم؛ اما در تلاشم که رنج را "معنا" کنم. در تلاشم رنج را عمیقا "درک" کنم.
بدون مقاومت! افسرده و پریشان نیستم. تنها امید دارم به حد کافی برای درک رنج و زندگی خردمند باشم.
از افلاطون پرسیدند:
شگفت انگیزترین رفتار انسان چیست؟
پاسخ داد: از کودکی خسته می شود،برای بزرگ شدن عجله می کند و سپس دلتنگ دوران کودکی خود می شود!
ابتدا برای کسب مال و ثروت از سلامتی خود مایه می گذارد،سپس برای بازپس گرفتن سلامتی از دست رفته پول خود را خرج می کند.
طوری زندگی می کند که گویی هرگز نخواهد مرد و بعد طوری که گویی هرگز زندگی نکرده می میرد!
آنچنان زمان خود را صرف آماده شدن برای زندگی می کند که برای زندگی کردن وقت پیدا نمی کند.
آنقدر به آینده فکر می کند که متوجه ازدست رفتن امروز خود نیست ،در حالی که زندگی گذشته یا آینده نیست؛ بلکه تجربه ما از زمان حال است.